فیلم «شبح در صدف»؛ برخوردهای سایبری در شهر بزرگ آسیایی

10 خرداد, 1396
بازدید : 143
روزنامه بانی فیلم - وصال روحانی: نسخه تازه ای که روپرت ساندرز آمریکایی از داستان «شبح در صدف» ارائه کرده، یک موضوع اوری ژینال نیست و اگر فیلم اصلی تری در کار باشد، در سال ۱۹۸۹ توسط ماسامونه شیرو ژاپنی ساخته و عرضه شد و در نتیجه فیلم جدیدی که با این نام عرضه شده، ورسیون آمریکایی آن و ...
فیلم «شبح در صدف»؛ برخوردهای سایبری در شهر بزرگ آسیاییReviewed by yoursite on خرداد 10Rating: 5.0فیلم «شبح در صدف»؛ برخوردهای سایبری در شهر بزرگ آسیایی
روزنامه بانی فیلم - وصال روحانی: نسخه تازه ای که روپرت ساندرز آمریکایی از داستان «شبح در صدف» ارائه کرده، یک موضوع اوری ژینال نیست و اگر فیلم اصلی تری در کار باشد، در سال ۱۹۸۹ توسط ماسامونه شیرو ژاپنی ساخته و عرضه شد و در نتیجه فیلم جدیدی که با این نام عرضه شده، ورسیون آمریکایی آن و کاری است که ساندرز با آن فیلم انجام داده و آن را سریعتر و چشمگیرتر و دربردارنده ستیزها و برخوردهای بیشتری کرده است.

هر دو فیلم مورد بحث وامدار اقتباس های کارتونی ای هم هستند که مامورو اوشیلی ژاپنی از روی این داستان انجام داد ولی آنچه این ورسیون جدید را از نمونه های قبلی پیش می اندازد، برخوردار بودنش از امکانات و پیشرفت های فنی حاصل آمده طی سالهای اخیر در هنر سینما است که طبعا فیلم را به لحاظ بصری و جلوه های تصویری به سطوحی بالاتر از نمونه های قبلی رسانده است.

برخوردهای سایبری در شهر بزرگ آسیایی 


یک شعار


کاراکتر اصلی و نقطه مرکزی فیلم «شبح در صدف» یک افسر زن به نام سرهنگ میرا کیلیان است و او نه یک انسان صرف و عادی بلکه موجود روبوت وار و اندرویدی است که وظیفه اش مبارزه با تروریست های ناشناخته در عصر زندگی سایبری است. دائماً در گوش او و همکاران و همتاهایش این شعار و عبارت درس گونه طنین انداز می شود که: ما به خاطرات چنگ می زنیم زیرا آن را عنصر شکل دهنده خود می دانیم اما این طور نیست و آنچه ما را شکل می دهد، چیزی است که اینک انجام می دهیم.


اسکارلت یوهانسون آمریکایی رل کیلیان را با همان سردی و خشکی بازی می کند که این نقش بر اساس قصه مرجع موجود می طلبد اما از بدو بهره گیری از وی بسیاری از اهالی سینما و به ویژه آسیایی ها از انتخاب وی برای این رل انتقاد کرده اند زیرا طبق داستان سرهنگ میرا کیلیان جوان یک زن آسیایی و متعلق به شرق این قاره است.

روپرت ساندرز بی اعتنا به این گونه انتقادها، شدت و حدت وقوع اتفاقات در فیلم جدیدش را نسبت به کار فانتزی قبلی خود («سفید برفی و شکارچیان» محصول ۲۰۱۲) افزایش بخشیده است و همسو با آن تکه ها و صحنه هایی از ورسیون کارتونی سال ۱۹۹۵ «شبح در صدف» را نیز در متن فیلم خود آورده است تا دوستداران آن قبیل فیلم ها را راضی نگه دارد ولی آنچه هدف اصلی او بوده و به اجرا هم آمده، شتاب چشمگیر در ترسیم داستان و هیجان بخشیدن هر چه بیشتر به رویدادها است و به همین سبب است که فیلم بعد از ۱۰۷ دقیقه پایان می گیرد و با این که این نیم ساعت طولانی تر از نسخه انیمیشنی فیلم است اما به سبب شتاب مورد بحث و سرعت در وقوع اتفاقات بنظر می رسد که این فیلم جدید کوتاهتر از آن ورسیون کارتونی باشد و قدر مسلم این که میزان نا آرام بودن فیلم از آن ورسیون بسیار بیشتر است.


غربی کردن یک فرآیند شرقی


کار دیگری که ساندرز در این نسخه آمریکایی انجام داده، غربی کردن اتفاقات و آدم هایی است که در داستان سال ۱۹۸۹ ماسامونه شیرو طبعا ورسیون های شرق آسیایی آنها را دیده بودیم. آنچه به ساندرز در این راه یاری رسانده، طراحی عالی و پست مدرن صحنه ها توسط یان روئلفز و لباس های طراحی و ارائه شده به وسیله زوج هنری موسوم به کورت و بارت است.

برخوردهای سایبری در شهر بزرگ آسیایی 

بازیگران فیلم نیز یا نامدارانی مثل جولی یت بینوش فرانسوی، تاکه شی کیتانو ژاپنی و البته اسکارلت یوهانسون هستند و یا آسیایی ها و غربی هایی که گزینش هر یک از آنها دلیلی خاص داشته و از شباهت شان با کاراکترهای قصه نشات می گرفته است. در این میان ما پیلو اسبائک هنرپیشه تازه اوج گرفته دانمارکی را هم داریم و کیتانو ژاپنی در حالی در این فیلم به عنوان بازیگر نقش آفرینی می کند که فیلم های متعدد پست مدرنی و جنایی سایبری با کارگردانی وی در ۲۰ سال اخیر روانه بازار شده و تخصص او در این زمینه زبانزد بوده است.


امروز و آینده


همچون ورسیون های قبلی «شبح در صدف» محل وقوع اتفاقات فیلم شهری بزرگ به نام نیوپورت است که می توان آن را یک مگالو پولیس آسیایی تلقی کرد و چیزی بین توکیو، هنگ کنگ و لس انجلسی است که در فیلم «بلید رانر» ریدلی اسکات در سال ۱۹۸۲ به تصویر کشیده شده است و با این حساب ما با محلی طرف هستیم که هم شبیه به معماری های فعلی است و هم مربوط به آینده دور. در چنین فضایی و بر اساس قصه فیلم میرا کیلیان یک افسر شاخص حاضر در قوای ضد تروریسم حکومت است ولی آنچه به او قدرت بخشیده، نه انسان ها و مدیران بشری بلکه سازمانی به نام هانکا است که صدها اندروید را بر اساس مدل های روبوتیک انسانی ساخته و تربیت و روانه عرصه زندگی کرده و این تحول بزرگ سایبری را پی ریخته است.


یکی از مدیران ناظر بر حسن اجرای این طرح ها و دقت عمل اندرویدها یک جراح نابغه در پیوند نسوج انسانی با قابلیت های ماشینی و خصلت های روبوتی به نام اوئه لت (جولی یت بینوش) است و او در مورد نحوه زندگی و کارهای سرهنگ کیلیان هم دقت و وسواسی را به خرج می دهد که انگار مادر اوست. شاید هم حرف اصلی را رییس هیات مدیره هانکا به نام کاتر (پیتر فردیناندو) می زند که می گوید: کیلیان از دید من یک روبوت و ماشین نیست بلکه یک سلاح و سازنده آینده کمپانی من است.

شرایط امن نیست


با این حال امروز برای کاتر و شرکت او در بردارنده خطراتی آشکار است زیرا یک خلافکار بزرگ به نام کوزی (مایکل کارمن پیت) که در هک کردن خطوط مراسلاتی شرکت ها و سرقت از دارایی و امکانات آنها از این طریق استاد است. حالا به جان هانکا افتاده او از هر راه و سلاحی برای محو کردن قابلیت های الکترونیک و مهارت های فنی و هوش حرفه ای برگزیدگان هانکا بهره می گیرد و در کنار دستیارش باتو (پیلو اسبائک) به هیچ چیز و هیچکس رحم نمی کند.

برخوردهای سایبری در شهر بزرگ آسیایی 

زمان تلاقی او با کیلیان هم زمانی از راه می رسد که کیلیان دچار یک بحران هویتی شده و از میان فلزها و سیم های تشکیل دهنده پیکره فلزی ـ گوشتی اش احساسات ناب سابق وی در مقام یک انسان صرف در حال بیرون زدن مجدد است و همسو با آن گذشته وی به آرامی بیش از پیش رو می شود. این ستیزی است که از نظر روپرت ساندرز بیش از آن که نتیجه اش مهم باشد، تاکید بر روی دادن گریز ناپذیر آن در آینده ای نه چندان دور واجد اهمیت است. این یک «باید» در دنیای «نباید»های سایبری است.


مشخصات فیلم


عنوان: «شبح در صدف»


محصول: کمپانی های پارامونت و دریم وورکز


تهیه کنندگان: استیون پل، مایکل کاستیگان، جفری سیلور، تتسو فوجی مارا و یوش نوبو نوما


سناریست ها: جیمی ماس، ویلیام ویلر و ارن کروگر بر اساس کمیک بوکی از ماسامونه شیرو


کارگردان: روپرت ساندرز


مدیر فیلمبرداری: جس هال


تدوینگران: نیل اسمیت و بیلی ریچ


موسیقی متن: لورن بالفی و کلینت منسل


طول مدت: ۱۰۷ دقیقه


بازیگران: اسکارلت یوهانسون، پیلو اسبائک، تاکه شی کیتانو، جولی یت بینوش، مایکل کارمن پیت، چین هان، دانو سیا سامال، پیتر فردیناندو، کائوری موموی، آنا ماریا مارینکا، دانی یل هنشال، لازاروس راتوئره و یوتاکا ایزو میهارا.

روزنامه بانی فیلم - وصال روحانی: نسخه تازه ای که روپرت ساندرز آمریکایی از داستان «شبح در صدف» ارائه کرده، یک موضوع اوری ژینال نیست و اگر فیلم اصلی تری در کار باشد، در سال ۱۹۸۹ توسط ماسامونه شیرو ژاپنی ساخته و عرضه شد و در نتیجه فیلم جدیدی که با این نام عرضه شده، ورسیون آمریکایی آن و کاری است که ساندرز با آن فیلم انجام داده و آن را سریعتر و چشمگیرتر و دربردارنده ستیزها و برخوردهای بیشتری کرده است.

هر دو فیلم مورد بحث وامدار اقتباس های کارتونی ای هم هستند که مامورو اوشیلی ژاپنی از روی این داستان انجام داد ولی آنچه این ورسیون جدید را از نمونه های قبلی پیش می اندازد، برخوردار بودنش از امکانات و پیشرفت های فنی حاصل آمده طی سالهای اخیر در هنر سینما است که طبعا فیلم را به لحاظ بصری و جلوه های تصویری به سطوحی بالاتر از نمونه های قبلی رسانده است.

برخوردهای سایبری در شهر بزرگ آسیایی 


یک شعار


کاراکتر اصلی و نقطه مرکزی فیلم «شبح در صدف» یک افسر زن به نام سرهنگ میرا کیلیان است و او نه یک انسان صرف و عادی بلکه موجود روبوت وار و اندرویدی است که وظیفه اش مبارزه با تروریست های ناشناخته در عصر زندگی سایبری است. دائماً در گوش او و همکاران و همتاهایش این شعار و عبارت درس گونه طنین انداز می شود که: ما به خاطرات چنگ می زنیم زیرا آن را عنصر شکل دهنده خود می دانیم اما این طور نیست و آنچه ما را شکل می دهد، چیزی است که اینک انجام می دهیم.


اسکارلت یوهانسون آمریکایی رل کیلیان را با همان سردی و خشکی بازی می کند که این نقش بر اساس قصه مرجع موجود می طلبد اما از بدو بهره گیری از وی بسیاری از اهالی سینما و به ویژه آسیایی ها از انتخاب وی برای این رل انتقاد کرده اند زیرا طبق داستان سرهنگ میرا کیلیان جوان یک زن آسیایی و متعلق به شرق این قاره است.

روپرت ساندرز بی اعتنا به این گونه انتقادها، شدت و حدت وقوع اتفاقات در فیلم جدیدش را نسبت به کار فانتزی قبلی خود («سفید برفی و شکارچیان» محصول ۲۰۱۲) افزایش بخشیده است و همسو با آن تکه ها و صحنه هایی از ورسیون کارتونی سال ۱۹۹۵ «شبح در صدف» را نیز در متن فیلم خود آورده است تا دوستداران آن قبیل فیلم ها را راضی نگه دارد ولی آنچه هدف اصلی او بوده و به اجرا هم آمده، شتاب چشمگیر در ترسیم داستان و هیجان بخشیدن هر چه بیشتر به رویدادها است و به همین سبب است که فیلم بعد از ۱۰۷ دقیقه پایان می گیرد و با این که این نیم ساعت طولانی تر از نسخه انیمیشنی فیلم است اما به سبب شتاب مورد بحث و سرعت در وقوع اتفاقات بنظر می رسد که این فیلم جدید کوتاهتر از آن ورسیون کارتونی باشد و قدر مسلم این که میزان نا آرام بودن فیلم از آن ورسیون بسیار بیشتر است.


غربی کردن یک فرآیند شرقی


کار دیگری که ساندرز در این نسخه آمریکایی انجام داده، غربی کردن اتفاقات و آدم هایی است که در داستان سال ۱۹۸۹ ماسامونه شیرو طبعا ورسیون های شرق آسیایی آنها را دیده بودیم. آنچه به ساندرز در این راه یاری رسانده، طراحی عالی و پست مدرن صحنه ها توسط یان روئلفز و لباس های طراحی و ارائه شده به وسیله زوج هنری موسوم به کورت و بارت است.

برخوردهای سایبری در شهر بزرگ آسیایی 

بازیگران فیلم نیز یا نامدارانی مثل جولی یت بینوش فرانسوی، تاکه شی کیتانو ژاپنی و البته اسکارلت یوهانسون هستند و یا آسیایی ها و غربی هایی که گزینش هر یک از آنها دلیلی خاص داشته و از شباهت شان با کاراکترهای قصه نشات می گرفته است. در این میان ما پیلو اسبائک هنرپیشه تازه اوج گرفته دانمارکی را هم داریم و کیتانو ژاپنی در حالی در این فیلم به عنوان بازیگر نقش آفرینی می کند که فیلم های متعدد پست مدرنی و جنایی سایبری با کارگردانی وی در ۲۰ سال اخیر روانه بازار شده و تخصص او در این زمینه زبانزد بوده است.


امروز و آینده


همچون ورسیون های قبلی «شبح در صدف» محل وقوع اتفاقات فیلم شهری بزرگ به نام نیوپورت است که می توان آن را یک مگالو پولیس آسیایی تلقی کرد و چیزی بین توکیو، هنگ کنگ و لس انجلسی است که در فیلم «بلید رانر» ریدلی اسکات در سال ۱۹۸۲ به تصویر کشیده شده است و با این حساب ما با محلی طرف هستیم که هم شبیه به معماری های فعلی است و هم مربوط به آینده دور. در چنین فضایی و بر اساس قصه فیلم میرا کیلیان یک افسر شاخص حاضر در قوای ضد تروریسم حکومت است ولی آنچه به او قدرت بخشیده، نه انسان ها و مدیران بشری بلکه سازمانی به نام هانکا است که صدها اندروید را بر اساس مدل های روبوتیک انسانی ساخته و تربیت و روانه عرصه زندگی کرده و این تحول بزرگ سایبری را پی ریخته است.


یکی از مدیران ناظر بر حسن اجرای این طرح ها و دقت عمل اندرویدها یک جراح نابغه در پیوند نسوج انسانی با قابلیت های ماشینی و خصلت های روبوتی به نام اوئه لت (جولی یت بینوش) است و او در مورد نحوه زندگی و کارهای سرهنگ کیلیان هم دقت و وسواسی را به خرج می دهد که انگار مادر اوست. شاید هم حرف اصلی را رییس هیات مدیره هانکا به نام کاتر (پیتر فردیناندو) می زند که می گوید: کیلیان از دید من یک روبوت و ماشین نیست بلکه یک سلاح و سازنده آینده کمپانی من است.

شرایط امن نیست


با این حال امروز برای کاتر و شرکت او در بردارنده خطراتی آشکار است زیرا یک خلافکار بزرگ به نام کوزی (مایکل کارمن پیت) که در هک کردن خطوط مراسلاتی شرکت ها و سرقت از دارایی و امکانات آنها از این طریق استاد است. حالا به جان هانکا افتاده او از هر راه و سلاحی برای محو کردن قابلیت های الکترونیک و مهارت های فنی و هوش حرفه ای برگزیدگان هانکا بهره می گیرد و در کنار دستیارش باتو (پیلو اسبائک) به هیچ چیز و هیچکس رحم نمی کند.

برخوردهای سایبری در شهر بزرگ آسیایی 

زمان تلاقی او با کیلیان هم زمانی از راه می رسد که کیلیان دچار یک بحران هویتی شده و از میان فلزها و سیم های تشکیل دهنده پیکره فلزی ـ گوشتی اش احساسات ناب سابق وی در مقام یک انسان صرف در حال بیرون زدن مجدد است و همسو با آن گذشته وی به آرامی بیش از پیش رو می شود. این ستیزی است که از نظر روپرت ساندرز بیش از آن که نتیجه اش مهم باشد، تاکید بر روی دادن گریز ناپذیر آن در آینده ای نه چندان دور واجد اهمیت است. این یک «باید» در دنیای «نباید»های سایبری است.


مشخصات فیلم


عنوان: «شبح در صدف»


محصول: کمپانی های پارامونت و دریم وورکز


تهیه کنندگان: استیون پل، مایکل کاستیگان، جفری سیلور، تتسو فوجی مارا و یوش نوبو نوما


سناریست ها: جیمی ماس، ویلیام ویلر و ارن کروگر بر اساس کمیک بوکی از ماسامونه شیرو


کارگردان: روپرت ساندرز


مدیر فیلمبرداری: جس هال


تدوینگران: نیل اسمیت و بیلی ریچ


موسیقی متن: لورن بالفی و کلینت منسل


طول مدت: ۱۰۷ دقیقه


بازیگران: اسکارلت یوهانسون، پیلو اسبائک، تاکه شی کیتانو، جولی یت بینوش، مایکل کارمن پیت، چین هان، دانو سیا سامال، پیتر فردیناندو، کائوری موموی، آنا ماریا مارینکا، دانی یل هنشال، لازاروس راتوئره و یوتاکا ایزو میهارا.